🔴 عصر جدید، کودک عجول
✍️ محمد صادق حدادان

▪️درست در همان سال هایی که چارلی چاپلین با ساخت فیلم عصر جدید (Modern Times 1936) سعی در به تصویر کشیدن نگرانی هایش از آینده جهان صنعتی داشت، دیوید الکیند کتابی با عنوان کودک عجول (The Hurried Child 1981) را نگاشت که در مورد آینده کودکان هشدار می داد؛ نهیبی که صدایش با تاخیر حالا به گوش می رسد.

▪️ الکیند معتقد بود ما کودکان را به سمت بزرگ شدن هل می دهیم، از آنها می خواهیم خیلی زود برخی از مهارت ها و اطلاعاتی را به دست بیاورند که زمان آن فرا نرسیده است و این موجب نا امیدی و فشار بیشتر بر سبک زندگی کودک و خانواده می شود.

▪️ الکیند عجله در کودکان را ناشی از سه منبع اساسی می دانست: 1) رسانه های جمعی 2) خانواده 3) مدرسه و معلمان ؛ در واقع الکیند معتقد بود رسانه‌های جمعی کودکان را برای خرید لوازم آرایشی، لباس‌ها و هر ابزاری که از نظر اجتماعی برای آن‌ آماده نیستند، متقاعد می کنند. در همان حال، والدین و معلمان، کودکان را وادار می‌کنند از توانایی‌های فیزیکی و شناختی خود فراتر بروند، آن ها را خیلی زود وارد رقابت های درسی و ورزشی می کنند که برای آنها آماده نیستند.

⭕️ راهکار مهم الکیند برای والدین و معلمان این است که به کودکان “نه” بگویند؛ او معتقد است برای اینکه اجازه بدهیم بچه ها کودکی کنند ، تعیین مرزهای اصلی ضروری است و ساده ترین راه برای انجام این کار گفتن کلمه دو حرفی نه [NO ] است. با نه گفتن به بچه ها به آنها این امکان را می دهیم که بفهمند برای هرکاری به کمک والدین نیاز ندارند؛ به عنوان مثال وقتی یک بچه 8 ساله برای داشتن آخرین مدل یک گوشی هوشمند التماس می کند! لازم است به او بگوییم که برای داشتن چنین چیز گران قیمتی هنوز خیلی جوان هستند! تعیین این مرزها به کودک شما این امکان را می دهد که یاد بگیرد بدون مسئولیت یک فرد بزرگسال از دوران کودکی خود لذت ببرد.

⭕️ بازی خودش جوش، یکی دیگر از نکات مورد توجه الکیند است، او معتقد است که در هنگام بازی خودجوش، فرصت یادگیری روابط بین فردی و اجتماعی برای کودکان فراهم می شود. حتی با اینکه کودکان هنگام بازی همیشه با هم کنار نمی آیند، این به “مهارت های انسانی” رو به رشد آنها می افزاید. در جامعه امروزی ، کودکان به اندازه کافی برای بازی خودجوش فرصت کسب نمی کنند. و این به دلیل تشویق والدین برای ملحق کردن بچه ها به تیم های رقابتی ورزشی است. اگرچه آنها یک مهارت فیزیکی را در این تیم ها یاد می گیرند، اما احساس بازی خلاقانه را از دست می دهند. او معتقد است ورزش برای کودکان بیش از حد ساختار یافته و سرسام آور شده است. در واقع کودکان نباید کار کنند ، آنها باید کاملاً بازی کنند و رشد آنها از این طریق اتفاق می افتد.

⭕️الکیند می گوید برای کاستن از این عجولانه بودن، مدارس هم باید همراه شوند، درست است که ورود به مدارس خوب و دانشگاه می تواند مهم باشد اما داشتن اوقات فراغت، تعامل آزادانه در محیط کلاس و وجود یک شرایط یادگیری به دور از رقابتی استرس زا نیاز اساسی کودکان است.

❗️البته نقد هایی هم بر دیدگاه الکیند نوشته‌اند، از جمله اینکه برخی معتقدند ورزش های تیمی ساختار یافته باعث بهبود عملکرد های گروهی در دانش آموزان می شود در حالی که بازی خودجوش لزوما این یادگیری را تقویت نمی کند.

⭕️ به هر حال به نظر می رسد پیش بینی های الکنید درست از آب در آمده و ما خیلی خوب امروز گفته های او را لمس میکنیم، راهکار های الکیند هم هرچند مختصر، اما راهگشا بنظر میرسد؛ در واقع ما نه تنها با کودکی عجولانه بلکه با سبک زندگی عجولانه دست و پنجه نرم میکنیم، چیزی شبیه تصویری که در فیلم چارلی چاپلین با آن مواجه شده بودیم و هر روز بیشتر از گذشته فشار ناشی از این نوع زندگی ما را به سمت پرتگاه های اخلاقی، عاطفی و … سوق می‌دهد.